«« بخشش »»
هنگامی که از مال خود چیزی می دهید ، چندان چیزی نمی دهید...
اگر از جان خود چیزی بدهید ، آنگاه به راستی می دهید...
زیرا که مال مگر چیست، به جز آنکه از برای فردای مبادا نگاه می دارید ؟
و مگر فردا را چه ارمغانی است از برای سگِ دور اندیشی که استخوانی
رادر زیرِریگِ بی نشانِ بیابان دفن می کند و خود به دنبال قافلهُ زائرانِ
شهر مقدس می رود ....؟
هستند کسانی که از بسیاری که دارند اندکی میدهند، آن هم برای نام ، و این
خواهشِ پنهان بخشش را آلوده میکند.
و هستند کسانی که اندکی دارند و همه را می دهند...
این کسان به زندگی و برکتِ زندگی باور دارند، و دستشان هرگز تهی نمیشود.
هستند کسانی که با شادی می دهند، و پاداشِ آنها همان شادی است...
«« دَهش در برابر خواهش نیکوست ،
اما دهش بی خواهش و از روی دانایی نیکوتر است »»

+نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت0:26 قبل از ظهرتوسط احمد |



